صبر زرد
دکترها گفتند به خاطر مصرف داروها باید شیر دهی را قطع کنم پریشانیم را که دیدند گفتند میتوانم دوماه صبر کنم تا تو یکساله شوی بعد تو را از شیر بگیرم ودرمانم را شروع کنم . پریشانی من اما تمام نمی شود که نمی شود... دو هفته پیش که دانستم بیمارم و باید تحت درمان قرار گیرم- شاید تا آخر عمر- آنقدر برایم سخت نبود که حالا... مادرم میگفت" دو لذت را مردها هیچ وقت تجربه نمی کنند یکی آن لحظه ای که بچه درون تو تکان میخورد یکی لحظه های ناب شیرخوردن .."و.من سالها منتظر ماندم برای تجربه کردن این لحظات ... لحطه های ناب شیرخوردن لحطه های من و تو ... گرمی نفسهایت روی پوستم ، نگاه پر ازتمرکزت ،صدای قورت دادن شیر در گ...





